ساختمان هایی با معماری های عجیب
























منبع:ایران سان
























منبع:ایران سان
باورتون میشه اینها کیک هستند






























1- همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده
این چوب بستنی ها هست که دکترها می کنن تو حلق مریض، کیم هاش رو کی خورده!؟
2- همیشه پدرها به پسرشون به عنوان یه فرصت دوباره نگاه می کنن. برای جبران کارهایی که خودشون نتونستن بکنن
3- تنها کسی که اگر با دسته گل برود خانه سرزنش می شود دختر گل فروش است
4- رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟
کارمند: بله!
رئیس: خوب است. چون ساعتی پیش پدربزرگ تان به اینجا آمده و می خواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای شرکت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید.
5- از دوره نقاهت خیلی راضی ام به عشق همین مریض میشم اصلا!
6- هموطن گرامی یارانه شما به زودی قطع خواهد شد، شما در قصابی دیده شدید. (گشت نامحسوس ستاد هدفمندی یارانه ها)
7- قدیما یکی چشم می خورد واسش تخم مرغ می شکستن، الان یکی تخم مرغ می خوره چشمش می زنن!
8- دنیا پر از آدم های مصمم است. عده ای تصمیم می گیرند کار کنند... عده ای هم تصمیم می گیرند بگذارند آنها کار کنند.
9- گاهی یک شب از زندگی، هزار و یک شب عربی است.
10- لنی با جوانی که انگلیسی نمی دانست رفیق شده بود. به همین دلیل رابطه شان با هم بسیار خوب بود اما سه ماه نگذشته بود که جوان شروع کرد مثل بلبل به انگلیسی حرف زدن و فاتحه رابطه شان خوانده شد. فورا دیوار زبان میان شان بالا رفته بود. دیوار زبان وقتی کشیده می شود که دو نفر به یک زبان حرف می زنند. آن وقت دیگر مطلقا نمی توانند حرف هم را بفهمند.(خداحافظ گاری کوپر: رومن گاری)
11- یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر، به مامانشم مادر، میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم!
12- الان یه پرتقال خوردم مزه نارنگی می داد. یادش بخیر قدیما حداقل میوه ها فتوشاپی نبودن!
13- این کتابای ریاضی آسون ترین مثال هارو خودش حل می کرد بعد سخت ترین مساله هارو می ذاشت ما حل کنیم، ایکبیری!
14- حشره کش خالی کردم تو اتاقم، من سر درد گرفتم دارم می میرم. پشه همه رو آینه اتاقم وایساده داره شاخکاشو مرتب می کنه
15- طرف می گفت دوست دارم بچه ام پسر باشه که نسل بابام باقی بمونه! انگار باباش ببر مازندرانه...
16- شانس فقط یک بار در خونه آدم رو میزنه، بدشانسی که دستش رو از روی زنگ برنمی داره، بدبختی هم که کلا کلید داره!
17- کافیه بنا بزاری یکی رو نبینی و باهاش رو به رو نشی، تو یه کوچه خلوت تو کلکته هندوستان داری بستنی می خوری، از رو به روت درمیاد.
18- اولین بار که تو عمرم تقلب کردم:
سال اول ابتدایی؛ امتحان ریاضی: پیس پیس (خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش؟
جلوییم: چپ!
من: چپ کدوم طرفه؟
19- با بابام حرفم شده میگه: واسه خاطر 40 تومان یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!
20- وقتی با یک انگشت به سمت کسی اشاره می کنی و مسخره اش می کنی اگه خوب به دستت دقت کنی سه تا انگشتت به سمت خودته
21- یه بار با بابام دعوام شد ولی چون امکانات نداشتم نتونستم خواننده بشم بی خیال شدم باهاش آشتی کردم
22- اینقدر می گفت دورت بگردم و دورم گشت که وقتی به خودم اومدم دیدم دورم زده رفته
23- جمله ای که هر انسان به طور غریزی هربار هنگام دیدن عکسای قدیمی به کار می بره: «چه قد لاغر بودم اینجا»
24- کاشکی تو زندگی واقعی ایم angry birds بودم و آدم با هرکی حال نمی کرد چندتا از اینا ول می داد تو سر و صورتش
25- شماره بعضی ها رو باید تو گوشیت نگه داری؛ نه واسه اینکه بهشون زنگی بزین، بلکه واسه اینکه اگه اونا زنگ زدن جواب ندی!
26- بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه هامون می کنیم:
نیمه می شنویم؛ یک چهارم می فهمیم، هیچی فکر نمی کنیم! و دو برابر واکنش نشون می دیم.
27- واقعا چه حوصله ای داره این پشه تا طبقه شش میاد واسه دو قطره خون، یکی نیست بگه اسکل عین همین خون تو همکف هم هست!
28- مردی که فردای روز پدر جوراب پاره پاش باشه، تنهاترین مرد دنیاست
29- بابا آب داد... بابا نان داد... بابا سواری داد... بابا جوانیشو داد...
30- از خودآزاری های دوران بچگی میشه به زبون زدن به دو سر باتری کتابی اشاره کرد
31- ترسناک ترین سوال: آخرین نفر کی دستشویی رفته؟
32- بابام هنوز معتقده که چون من همیشه پای اینترنتم پول تلفن زیاد میاد!
33- پدر چیست: مردی است که نیمه شب ها از خواب برخواسته و کولر را خاموش می کند
34- بعضی وقتا وقتی یکی میگه «ببخشید اشتباه کردم» بهتره قبول کنید چون «خوب کردم اشتباه کردم» آپشن بعدیه که بهتون ارایه می ده
35- به دو دلیل زندگی می کنم: 1- به دنیا اومدم 2- هنوز نمردم
36- اگه دیوید بکام اسم پسرش را می ذاشت ایام، صداش می کردند ایام بکام، حال می کرد!
37- ما هم دختر همسادمون سنتور میزد، کلی عاشقش شدیم بعد فهمیدیم داداشش بوده!
38- تو بچگی مون از تکلیف عذاب می کشیدیم الان داریم از بلاتکلیفی عذاب می کشیم
39- به عشق در نگاه اول اعتقاد داری یا یه بار دیگه از جلوت رد شم؟!
40- می خوای فیلم ببینی هرچی داری آشغال به نظر میاد! می خوای هارد رو خالی کنی همش خوب می شه
41- تو امتحانا دنبال این نیستن که ببینن چقدر حالیته، هی می خوان ببینن چی بلد نیستی!
42- امسال نمایشگاه کتاب نرفتم. خودم تو خونه سیب زمینی سرخ کردم خوردم!
43- بابا گفت برو تو سایت این یارانه ها ببین قضیه چیه می ترسم برم توش یهو خفتم کنه بگه حالا که اومدی بیا انصراف بده!
44- آدما هم مث عکسا با بزرگ تر کردنشون دچار افت کیفیت میشن
45- بیاین اعتراف کنیم که حالمون از صدای ضبط شده خودمون بهم می خوره. بیاین!
46- مرد عاشق بشه دنیا رو با خبر می کنه، زن عاشق بشه فقط به نزدیکاش میگه، مرد جدا بشه نزدیک تریناش می فهمن، زن جدا بشه همه دنیا
47- سه ماهه نرفتم سلمونی از ترس اینکه اگه برم ازم عیدی می گیره!
48- فاصله بین پشت تخت و دیوار واسه همه چیزای گمشده جا داره
49- گاهی می خوام یه قابلمه برنج بریزم جلوی لونه مورچه ها اینقدر برای یه لقمه نون جون نکنن
50- به دوره ای از زندگی رسیدم که تنها کسایی که بهم احترام میذارن درهای اتوماتیک هستن
51- این ارتفاعات چون تهرانه اسمش انقد باکلاسه. اسمشو گذاشتن بام. همین اگه تو شمال بود، الان اسمش دراز کلا بود!

مار ماده که هنگام شکار توسط جیسون لئون از دانشگاه فلوریدا، باردار نبود، از نوع مار برمه ای بوده و در حومه روستایی در جنوب شرق میامی شکار شد.
جیسون به کمک یکی از دوستان خود بعد از شکار، با چاقو مار را کشت تا رکورد درازترین مار بوآ را به نام خود ثبت کند.
طولانی ترین مار بوآی شکار شده تا قبل از این، ماری به طول 5.1 متر بوده است.
ورونیکا لاریوس، همکار جیسون در رساندن چاقو و کشتن مار بوآ به وی کمک کرد.
لئون گفت حدود 10 دقیقه مار بوآ دور او پیچیده بود و در یک لحظه خودم را رها ساخته و با کمک دوستم، از دست او خلاص شدیم.
به مدت هزاران سال انسان ها از قدرت فیل های آفریقایی و آسیایی در جنگ و حمل و نقل استفاده می کردند. بدن یک فیل 100 هزار ماهیچه دارد و می تواند بیش از 600 پوند یا 270 کیلوگرم باشد.
این سوسک (سوسک کرگدن) در مقایسه با یک فیل، موجود کوچکی به نظر می رسد، اما نباید قدرت آن را دست کم گرفت. این سوسک که قویترین موجود جهان لقب گرفته، می تواند 850 برابر وزن خود را تحمل کند. اگر انسان چنین توانی داشت، قادر بود باری به وزن 59 تن را بلند کند.
غوک جهنده یا ساس تف رکورد پرش در کتاب ها را از آن خود کرده. این حشره ریز 0.2 اینچ ( 6 میلیمتر ) است. اما می تواند در مدت کوتاهی 28 اینچ ( 70 سانتی متر ) به هوا بپرد (مانند تیر از کمان رها شده). یک انسان با این توانایی می توانست 690 پا 210 متر بپرد.
یک غزال آفریقایی (بزکوهی آفریقایی)، پاهای باریک و ران های عضلانی دارد. در صورتی که بخواهد فرار کند تا 33 پا ( 10 متر) می پرد.
این پرنده در سال 2007 رکورد طولانی ترین مهاجرت را از آن خود کرد. از آلاسکا تا زلاند نو بدون توقف برای غذا 11.500 کیلومتر پرواز کرد. این پرنده بیش از 50 درصد وزن کم کرده بود.
این مرغ ها برای یافتنن غذا هر سال از زلاند نو تا نمیکره شمالی 64000 کیلومتر مهاجرت می کنند.
در سال 2005 کوسه سفید نام خود را در کتاب رکوردها ثبت کرد. این کوسه از آفریقا تا استرالیا 20000 کیلومتر مهاجرت کرد.
این اره ماهی سریع ترین ماهی دنیاست که 109 کیلومتر در ساعت شنا می کند.
یوزپلنگ (چیتا) رکورد سریعترین موجود را در بین حیوانات مال خود کرده است. این حیوان با سرعت 96 کیلومتر در ساعت می دود و می تواند در 3 ثانیه سرعتش را به بالاترین حد برساند.
مايع موجود برروي گلها كه زنبور را بخود جلب مي كند شهد (nectar) نام دارد زنبور انرا بوسيله خرطوم خود مكيده ودر داخل كيسه خود جاي مي دهد.اين مايع شيرين در حدود 20تا 80 درصد آب دارد كه انرا در داخل كندو به حجره هاي شان ها مي ريزد زنبوران داخل كندو برروي شهد فعل و انفعالات زيادي انجام مي دهند با مكيدن مكرر شهد رطوبت انرا تا كمتراز 20درصدپايين مي اورند و مواد لازم رابه ان اضافه مي كنند .شيريني عسل 25 برابرقند معمولي است . عسل به راحتي قابل هضم است و مولكهاي ان براحتي به ساير قندها تبديل مي شود . به سرعت در خون پخش مي شود و پس از 7 دقيقه در جريان خون قرار مي گيرد . عسل منبع بزرگي از انتي اكسيدان است و نقش بزرگي در جلوگيري از سرطان ها و بيماريهاي قلبي دارد.
![]() |
![]() |
ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ،ﺑﻊ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻪ
ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊ ﺑﻊﮐﺮﺩﻡ.
ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥﭼﺎﻗﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﺿﺎ، ﭘﺴﺮﺵ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺎﯾﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ.
ﺣﺎﻝ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.
ﺍﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﺎﺏ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ. ﻫﻮﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ.
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻭﺭﺩ.
ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺍﺭﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼﻣﻤﻠﮑﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻓﮑﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﮑﻨﻢ.
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺷﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ. ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﺷﺒﯿﻪ ﺁﻫﻮ ﺍﺳﺖ. ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ.
ﻣﺎﺩﺭ! ﺩﯾﮕﺮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺳﻼﻣﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻢ
ﺑﺮﺳﺎﻥ؛ ﺑﻪ ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﺎﻥ.